یه پاییزه دیگه جاشو به زمستون داد!!!
امیدوارم جوجه هاتون
رو شمرده باشید چون دیگه وقتی نمونده
یادمه :
*قبلا که کوچیک تر بودیم، همه دور کرسی تو خونه
مادر بزرگ جمع میشدیم و یه سینی بزرگ انار ،رو کرسی بود با یه ظرف پر از آجیل .بعد مامان بزرگمون واسمون قصه میگفت
از قدیما میگفت، قصه ی خودشون ،مردم قدیم، زندگیاشون.بعدشم هی از زیر کرسی خوراکی
در میاورد میداد به ما بچه ها*یه کم که بزرگ تر شدیم، همه جمع میشدیم خونشون ولی دیگه کرسی نبود
.به جز انار و آجیل و باسلق(به به)، هندونه ام داشتیم.بازم قصه و اینا بعد یه فال حافظ میگرفتیم و تا صبح کلی بگو بخند
داشتیم*الان دیگه داره عوض میشه . خدا رو شکر ما هنوز دور هم جمع میشیم ولی بعضیا نمیتونن دیگه (یا نمیخوان). ولی الانم سعی کنین همون جوری باشیم، مثل اون قديم نديما آجيل بشکونيم. هندونه بخوریم. فال بگيريم. آرزو کنيم که زمستون خوبی داشته باشيم.به خدا خیلی کیف میده.ما ایرانیا چه مراسم های باحالی داریما

حالا فقط یک آرزو میمونه و اون اینکه شب یلدای خوبی داشته باشید و تفالی هم به حافظ برای ما بزنید....
شــب یــــلــدا مـبــــــــارک
پ.ن.1:من که جوجه فقط یه دونه دارم
پ.ن.2:یادم نیست اون قذیم قدیما هم، هندونه بود یا نه!
پ.ن.3:دریاره یلدا بیشتر بدانید---> لینک
پ.ن.۴:عید قربان هم مبارک.قربونتون
پ.ن.۵:مشکل پست قبلیم حل شد، از همه دوستانی که نظر دادن ممنونم

.هر چی میپرسم چی شده فقط سکوت میکنه و میگه هیچی

همیناس دیگه.مخصوصا خانوم ها
و کارتون میدیدیم
شیطونه و بازیگوش
بشینه و شما نبینید و متوجه نشین با اشتها اون کیک رو میخورین و هیچ اتفاقی هم نمیافته … اما اگر مگس رو ببینید با اکراه اون تیکه کیک رو میندازید دور و بهش لب نمیزنید؟